عبد المحمد آيتى
3
تحرير تاريخ وصاف ( فارسى )
تاريخ وصاف همواره مورد توجه مورخان بعدى بوده چنان كه مورخين غالب تاريخهائى كه پس از آن نوشته شده در ذكر حوادث سالهاى مزبور به آن نظر داشتهاند حتى عين عبارات آن را در روضة الصفا و حبيب السير مىتوان يافت . و چون خود در دستگاه ديوانى كار مىكرده و با بزرگان ملك و سپاه آشنائى داشته و وقايع را يا خود مىديده و يا از زبان آنان مىشنيده به اقوال او اعتماد فراوان مىتوان داشت . گذشته از اين چنان كه از كتابش مستفاد مىشود مردى است كه در نگارش تاريخ همواره جانب حقگوئى و انصاف را رعايت مىكند . مرحوم بهار در اينباره پس از ذكر مثالى گويد : من بعد از خواجه ابو الفضل بيهقى . . . اين مرد فاضل را ديدم كه تا اين درجه جانب حق و عدل را رعايت كرده است « 1 » . اما متأسفانه بر خلاف جامع التواريخ رشيدى كه با انشائى روان و ساده نوشته شده كتاب وصاف به علت عبارتپردازيهاى ملالآور و ذكر مترادفات لاطائل و آرودن حشوهاى قبيح و جناسهاى بارد و سجعهاى متكلف و افراط در طرح اخبار و اشعار و آيات عربى آنچنان از حال طبيعى خارج شده كه به قول مرحوم بهار : « خواندن آن كتاب اهل فضل و ادب را كه عاشق اين قبيل نوشتهها باشند نيز ممكن است گاهى خسته و ملول كند و مطالعهء چند صفحه از آن خاصه كه قصد خواننده استفادهء تاريخى باشد و به سئامت انجامد » « 2 » . البته وصاف نيز متوجه اين طرز نگارش خود بوده و مىدانسته كه مطالب تاريخ را نبايد در اينهمه حشو و زوائد و غموض و اغلاق پيچيد . او اعتراف مىكند كه قصدش اظهار بلاغت و قدرتنمائى در سجعگوئى و لغتپردازى بوده نه بيان اخبار و احوال . در اين باب عين عبارات او اين است : معلوم راى بلاغتآراى ارباب حقايق باشد كه محرّر و منشى را غرض از تسويد اين بياض مجرّد تقييد اخبار و آثار و تنسيق روايات و حكايات نيست فحسب و الّا خلاصهء آنچه اين اوراق به ذكر آن استغراق يافت در موجزترين عبارتى كاللّمحة الّداله مصونا عن الاطاله و مختصرترين اشارتى كسلسال الزّلال بىزوايد و شواهد و امثال محرّر شدى . اما نظر بر آن است كه اين كتاب مجموعهء صنايع علوم و فهرست بدايع فضائل و دستور اساليب بلاغت و قانون قوالب بلاغت باشد و اخبار و احوال كه
--> ( 1 ) - سبكشناسى 3 ص 104 ( 2 ) - سبكشناسى ج 3 ص 101